یعنی کرم ها کاغذ می جوند و انگشتم به این كتاب ارديبهشت را بدهکار شد
گورم را عمیق تر بکن!
تا افاده هائي كه از ايفل بالا زد روی بِرَند این کفن، خاک بپاشد/پاشید.
انکار نمی کنم پاريس ادكلن هاي مهمي دارد اما گاوهاي كوكب خانوم معروف ترند
بايد براي دخترم ديكته شب بگويم: حسنك كجائي؟
خط كش لاي دستت ...مي گذارم... تلويزيون دق کند
بيا از كنار این خبر بگذريم
من كه ناخن به انگشت اين اتفاق دارم، به گوشم سپرده ام سياه نپوشد
گيله لو هنوز در گلويم نشسته شول مي زند
گسل ها از پايتخت تا ترك هاي موهايم پيش كشيده اند
هميشه زلزله از زيتون ها نيست كه مي گذرد
اين را زئوس بهتر مي داند يا قمري هايي كه از قمار هر ساله مست اند؟
بس کن نیما!
قورباغه ها به ساحل که برسی تمام گوشه ها را از برند
تو هوای کشت های این خانه را داشته باش
زمين می چرخد و من ديگر بايد بايستم
تا چشمم در اين سرازيري خودش را افشا كند
همین جای این شعر نوشت:
دهاني كه از دندان پر است
چقدر از حرف حساب خالي ست!
پ.ن:
من روزي پشت سرم را دیدم و فهمیدم چند تا موی سفید دارم ...
و الان موهاي سفيدم ديگر پشت و رو ندارد
اما هنوز يك دختر كوچولو توي توي خودم دارم كه دوست دارد موهايش را خرگوشي ببندد!
...